close
تبلیغات در اینترنت

کسبو کار


موضوعات موضوعات

بازاریابی

آموزش بازاریابی

موفقیت

موفقیت

مدیریت

مدیریت

کارآفرینی

کارآفرینی

بانوان کارآفرین

مصاحبه با کارآفرینان

برند(Brand)

مشاغل خانگی

طرح توجیهی

مشاغل در ایران (آموزش و فوت و فن ها)

ایده های ساده برای کسب درآمد

راه های کسب درآمد در دنیا

راه های کسب درآمد در ایران

روانشناسی

روانشناسی کسب و کار

وام ، مالیات و ثبت شرکت

چک و سفته در ایران

مشاوره

مشاوره

فرصت شغلی

بازاریابی

آگهی استخدام

تبلیغات

تبلیغات اینترنتی

مدیریت تبلیغات

روانشناسی تبلیغات

تکنیکهای تبلیغات


آرشيو آرشيو

مرداد 1396

خرداد 1396

فروردين 1396

اسفند 1395

دی 1395

ارديبهشت 1393

اسفند 1392

دی 1392

آذر 1392

آبان 1392

مهر 1392


تایید حساب تجاری تایید حساب تجاری



حمایت مالی حمایت مالی

مبلغ به ریال :

نام و نام خانوادگی:

برای حمایت از ما مبلیغ مورد نظر خود را به ریال در کادر بالا نوشته و دکمه پرداخت آنلاین را بزنید

با تشکر


جستجوگر پيشرفته سايت




فروشگاه کارت شارژ


?
آخرين ارسال هاي انجمن
آخرين ارسال هاي انجمن


اصول قيمت گذاري


مولف/مترجم: شادي گلچين‌فر و امير بختائي
سال انتشار(ميلادي): 2006
منبع: ماهنامه تدبير-سال هفدهم-شماره 178

چکيده: تمامي سازمانها و شرکتها، براي کالاها و خدماتي که عرضه مي‌دارند قيمتي تعيين مي‌کنند. اين قيمت ممکن است در قالب مفاهيم گوناگون مانند شهريه، آبونمان، حق عمل، اجاره بها و ... عنوان ‌شود.  در بين اجزاي آميزه بازاريابي، قيمت تنها عاملي است که موجب ايجاد درآمد مي‌شود. همچنين قيمت انعطاف‌‌پذيرترين عامل آميزه بازاريابي شناخته مي‌شود، چراکه مي‌توان بسرعت آن‌را تغيير داد. اگرچه رقابت بر سر قيمت يکي از مسئله‌هاي عمده‌اي است که شرکتها با آن روبه‌رو مي‌شوند، اما بسياري ار شرکتها نمي‌توانند اين مسئله را به شيوه‌اي عالي حل کنند.  با همتراز شدن‌ کيفيت‌ کالاهاي‌ شرکتهاي‌ متفاوت‌ و تشديد رقابت، عنصر قيمت‌ به‌ يکي‌ از مهمترين‌ عوامل‌ موثر بر حفظ‌ و جذب‌ مشتريان‌ و وفاداري‌ و رضايت‌ آنها تبديل‌ شده‌ است. اين‌ امر امروزه‌ به ‌دليل‌ گسترش‌ روزافزون‌ اينترنت‌ بيشتر مصداق‌ پيدا مي‌کند.

تعريف قيمت‌گذاري‌
 قيمت از نظرلغوي يعني سنجش، ارزيابي، اندازه و معيار. قيمت در بازار عبارت است از ارزش مبادله‌اي کالا و خدمت که به صورت واحد پول بيان مي‌شود.
بر اين اساس، ‌قيمت‌گذاري‌ بطور ساده‌ يعني‌ تعيين‌ قيمت‌ براي‌ کالا يا خدمت‌. قيمت‌گذاري‌ فعاليتي‌ است‌ که‌ بايد تکرار شود و فرايندي‌ مداوم‌ و پيوسته‌ است. اين‌ تداوم‌ ناشي‌ از تغييرات‌ محيطي‌ و نبود‌ ثبات‌ در شرايط‌ بازار است‌ که‌ لزوم‌ تکرار اين فرايند را توجيه مي‌کند.

قیمت گذاری

اهداف قيمت گذاري
بطور کلي اهدافي که شرکتها از قيمت‌گذاري دنبال مي‌کنند به پنج گروه زير تقسيم مي‌شود:
1 - ادامه حيات
اين هدف براي شرکتهايي مناسب است که با ظرفيت مازاد، رقابت شديد و تغييرات دائمي مصرف کنندگان دچار مشکل شده‌اند. چنانچه قيمت بتواند هزينه‌هاي متغير و برخي از هزينه‌هاي ثابت را پوشش دهد، شرکت مي‌تواند همچنان به حيات تجاري خود ادامه دهد.
2 - به حداکثر رساندن سود فعلي
براي اينکه شرکتي بتواند سود کنوني خود را به حداکثر برساند، بايد تقاضا و هزينه‌هاي مربوط به قيمتهاي مختلف را برآورد کند و آنگاه قيمتي را انتخاب کند که بيشترين سود جاري، جريان نقدي يا بازده سرمايه را براي شرکت به ارمغان آورد. البته در صورت تاکيد بيش از حد بر سود جاري و عدم توجه به اثرات ناشي از ساير متغيرهاي آميزه بازاريابي، واکنشهاي احتمالي رقبا و محدوديتهاي قانوني، در بلندمدت عملکرد شرکت را به مخاطره خواهد انداخت.
3 - به حداکثر رساندن سهم بازار
برخي شرکتها اين هدف را در پيش مي‌گيرند، زيرا بر اين باورند که دست‌يابي به حجم فروش بيشتر باعث خواهد شد، بهاي تمام شده هر واحد کاهش يابد و درنتيجه در بلندمدت به سود بيشتري دست ‌يابند. به عبارت ديگر چنين شرکتهايي براي رسوخ در بازار ، قيمتهاي خود را در پايين‌ترين سطح تعيين مي‌کنند. اين استراتژي مي‌تواند در شرايط زير مناسب باشد:
_ بازار بيش از اندازه نسبت به قيمت حساسيت نشان مي‌دهد، در نتيجه قيمت پايين موجب رشد بازار خواهد شد.
_ با کسب تجربه هزينه‌هاي توليد و توزيع کاهش خواهد يافت.
_ قيمت پايين موجب از صحنه خارج شدن رقبا مي‌شود.
4 - کشيدن عصاره بازار
برخي از شرکتها ترجيح مي‌دهند قيمتها را در سطح بالا تعيين کنند و بدين وسيله عصاره بازار را بکشند. شرکتها در شرايط زير مي‌توانند به اين هدف دست يابند:
_ وجود تعداد زيادي خريدار و بالا بودن ميزان تقاضا در بازار
_ تعيين قيمت اوليه در سطح بالا باعث جلب توجه شرکتهاي رقيب به بازار نشود.
_ تعيين قيمت در سطح بالا اين تصور را در ذهن خريداران ايجاد کند که شرکت و محصولات آن نسبت به رقبا در سطحي بالاتر قرار دارد.
5 - پيشرو شدن از نظر کيفيت
شرکتهايي که هدف آنها عرضه محصولات باکيفيت بالاست و مي‌خواهند از اين نظر در بازار پيشرو شوند، محصولاتي برتر و با قيمتهاي بالاتر به بازار عرضه مي‌کنند. آنها محصولاتي باکيفيت بسيار بالا به بازار عرضه مي‌کنند و نيز اين محصولات داراي ويژگيهاي خاصي هستند که مي‌توانند منافع و مزاياي بيشتري به خريداران ارائه کنند. چنين شرکتهايي مي‌توانند قيمتها را در سطحي بالاتر تعيين کنند.
عوامل‌ موثر بر قيمت‌گذاري‌
 ‌براي‌ قيمت‌گذاري‌ درست‌ و رضايت‌بخش‌ بايد عوامل‌ موثر بر قيمت‌گذاري‌ را شناسايي‌ و آنها را تنظيم‌ کرد. سه‌ دسته‌ کلي‌ عوامل‌ بر تصميمات‌ قيمت‌گذاري‌ موثرند. که‌ عبارتند از:
1 - عوامل‌ سازماني: آنهايي‌ هستند که‌ بر قيمت‌گذاري‌ موثرند و با منابع‌ و اهداف‌ سازمان‌ سروکار دارند. مانند: چرخه‌ عمر محصول، و پورتفوليوي‌ قيمت‌گذاري‌ خط‌ محصول‌.
2 - عوامل‌ مشتري: عواملي‌ هستند که‌ از طرف‌ مشتري‌ بر قيمت‌گذاري‌ موثرند زيرا بين‌ قيمت‌ و تقاضا رابطه‌ معکوس‌ وجود دارد.
3 - عوامل‌ بازار: عواملي‌ هستند که‌ از طرف‌ بازار بر قيمت‌گذاري‌ موثرند. مانند: محيط‌ و رقابت‌. اين‌ عوامل‌ را به‌ دو دسته‌ تقسيم‌ مي‌کند:
_ عوامل‌ دروني: اهداف‌ بازاريابي، استراتژي‌ آميخته‌ بازاريابي، هزينه‌ و ملاحظات‌ سازماني
_ عوامل‌ بيروني: ماهيت‌ تقاضا و بازار رقابت، اقتصاد، دولت، واسطه‌ها
مراحل قيمت‌گذاري
مرحله اول: تعيين هدف بلندمدت قيمت گذاري
در اولين مرحله بايد هدف از قيمت گذاري تعيين شود. اهداف قيمت گذاري از تنوع بالايي برخوردارند که در قسمت قبل توضيح داده شد.
مرحله دوم: تعيين ميزان تقاضا
هر قيمتي منجربه ايجاد سطح متفاوتي از تقاضا مي‌شود و از اين رو، بر هدفهاي بازاريابي شرکت اثري متفاوت خواهد گذاشت. رابطه بين قيمت و تقاضا باعث مي‌شود که يک منحني تقاضا به وجود آيد. براي تعيين ميزان تقاضا لازم است که حساسيت تقاضا نسبت به قيمت، برآورد منحني تقاضا و کشش تقاضا در برابر تغيير قيمت نيز مورد بررسي قرار گيرد.
مرحله سوم: برآورد هزينه‌ها
در حالي که تقاضا سقف قيمتي را که شرکت براي محصولات خود در نظر مي‌گيرد، تعيين مي‌کند، هزينه‌ها، کف را تعيين خواهند کرد. بر اين اساس هر شرکتي بايد قيمتي را در نظر بگيرد که بتواند هزينه‌هاي توليد، پخش و فروش محصول را پوشش دهد و براي کار و ريسکي که شرکت پذيرفته است، بازده معقولي ارائه کند.
مرحله چهارم: تجزيه تحليل محصولات، قيمت‌ها و هزينه‌هاي شرکت رقيب
هنگامي که شرکت با توجه به تقاضاي بازار، قيمت و هزينه‌ها را برآورد مي‌کند، بايد هزينه‌ها و قيمتهاي شرکت‌هاي رقيب و واکنش آنها در برابر قيمت محصولات خود را مورد توجه قرار دهد و در محاسبات خود منظور کند.
مرحله پنجم: انتخاب روش قيمت گذاري
در اين مرحله بايد از بين روشهاي متنوع قيمت‌گذاري روش مناسب را انتخاب کرد. بطور کلي روشهاي قيمت‌گذاري عبارتند از:
_ قيمت‌گذاري بر مبناي افزودن به بهاي تمام شده: در اين روش که ابتدايي‌ترين روش قيمت‌گذاري نيز محسوب مي‌شود، قيمت با افزودن يک عدد استاندارد به بهاي تمام شده تعيين مي‌شود. اين روش تنها زماني کارساز واقع مي‌شود که قيمت تعيين شده بتواند فروش مورد انتظار را تضمين کند.
_ قيمت‌گذاري بر مبناي بازده مورد نظر: در اين روش، شرکت، قيمتي را تعيين مي‌کند که به يک نرخ بازده از سرمايه‌گذاري برسد. در اجراي اين روش اگر شرکت بتواند هزينه‌ها و فروش را به صورتي دقيق برآورد کند، بازده سرمايه مورد انتظار تحقق خواهد يافت. در غير اين‌صورت شرکت به نتايج مورد انتظار دست پيدا نخواهد کرد.
_ قيمت‌گذاري بر مبناي ارزش مورد تصور: در اين روش، قيمت‌گذاري بر مبناي پنداشت خريداران در مورد ارزش محصول و نه بر پايه بهاي تمام شده آن صورت مي‌گيرد. سپس با استفاده از ساير اجزاي تشکيل دهنده آميزه بازاريابي، مانند تبليغات، تلاش مي‌شود تا بر ارزش مورد تصور در ذهن مشتريان افزوده شود. در بکارگيري اين روش براي محصولات جديد به تحقيقات بازار نياز است.
_ قيمت‌گذاري بر مبناي ارزش: اين روش بر اين پايه قرار دارد که قيمت بايد نشان دهنده ارزش بالاي محصول براي مشتريان باشد. در اين روش شرکت بايد به اقداماتي دست بزند که بدون اينکه به کيفيت محصول لطمه‌اي وارد آيد، محصولات را با هزينه کمتري توليد کند و يا با عرضه آنها را به قيمت پايين‌تر، تعداد بيشتري از مشتريان حساس به قيمت را جذب کند. اين روش بيشتر در خرده‌فروشيها مشاهده مي‌شود.
_ قيمت‌گذاري بر مبناي نرخ رايج: در اين روش فروشگاهها قيمتهاي محصولات خود را بر مبناي قيمت محصولات شرکتهاي رقيب مي‌گذارند. در اين حالت امکان دارد شرکتي محصولات خود را يکسان، بيشتر يا کمتر از قيمت شرکتهاي عمده و رقيب عرضه کند. اين روش هنگامي که نتوان به راحتي هزينه‌ها را محاسبه کرد يا واکنش رقبا نامشخص است بکار برده مي‌شود.
_ قيمت‌گذاري بر مبناي پيشنهادهاي مهر و موم شده: اين روش در مناقصه‌ها کاربرد دارد. هنگامي که شرکتها براي انجام پروژه‌ها، پيشنهادهاي مهر و موم شده مي‌دهند، قيمتها بصورت رقابتي تعيين مي‌شود. در مناقصه، هر شرکتي قيمت پيشنهادي را بر اساس انتظاراتي که نسبت به قيمت شرکتهاي رقيب دارد تعيين مي کند نه بر مبناي رابطه دقيق قيمت با هزينه‌هاي شرکت يا تقاضاي موجود.
مرحله ششم: انتخاب قيمت نهايي
روشهاي قيمت‌گذاري مورد بحث در مرحله قبل، باعث مي‌شوند که دامنه قيمتهايي که شرکت مي‌تواند انتخاب کند محدود شود و به قيمت نهايي برسد. البته شرکت هنگام انتخاب قيمت نهايي ناگزير است عوامل ديگر تاثير گذار را نيز مورد توجه قرار دهد. برخي از اين عوامل تاثيرگذار عبارتند از: قيمت‌گذاري بر مبناي روان‌شناسي، ساير اجزاي آميزه بازاريابي تاثيرگذار بر قيمت، سياستهاي قيمت‌گذاري شرکت و اثر قيمت بر ساير گروهها.

بازديد : 58 بار دسته بندي : بازاریابی آموزش بازاریابی نظر دهيد! [ ]


بازاریابی


بازاریابی نوین سه رکن اساسی دارد:

  • پیام: کسب و کار شما چه پیامی را منتقل می‌کند؟

  • رسانه: روزنامه، تلویزیون، ایمیل، بیلبورد

  • مخاطب: افرادی هستند که علاقه مند به محصولات و یا خدمات شما هستند.

بازاریابی


در متون مدیریتی، بازاریابی صنعتی به عنوان آن دسته از عملکردها و فعالیتهای تجاری و بازرگانی تعریف شده‌است، که فرایندهای مبادله را بین تولید کنندگان و مشتریان سازمانی تسهیل می‌کند. ماهیت بازاریابی صنعتی را می‌توان، خلق ارزش برای مشتریان به وسیله ارائه کالاها و خدماتی دانست که نیازهای سازمانی و اهداف آنها را تحقق می‌بخشد. به تعریفی جامع، فرآيند كشف ، ترجمه خواسته‌هاي مشتريان صنعتي و نيازها و الزامات آنها به محصولات و خدمات ويژه جهت ارتباط موثر شيوه‌هاي توزيع، قيمت‌گذاري، خدمات پس از فروش ، متقاعد كردن بيشتر و بيشتر مشتريان براي استفاده مستمر از اين محصولات و خدمات را بازاريابي صنعتي می نامیم. این نوع بازاریابی در مقایسه با بازاریابی مصرفی تفاوتهایی دارد که اینگونه می‌توان بدان اشاره کرد. اول اینکه گرچه در بازاریابی صنعتی همانند بازاریابی کالاهای مصرفی، نیاز به شناخت بازارهای هدف و تشخیص نیاز این بازارها و طراحی محصولات و خدمات مناسب برای تامین خواسته‌های بازار وجود دارد، ولی باید توجه کرد که در مقایسه با بازاریابی مصرفی، بازاریابی صنعتی در حوزه مدیریت عالی قرار دارد.

 

در بازاریابی صنعتی نقش خصوصیات و ویژگیهای محصول خیلی مهم و حیاتی است و عرضه کنندگانی که خصوصیات مورد نظر مشتریان را تامین نکنند مورد انتخاب قرار نخواهند گرفت. در مقایسه با بازاریابی مصرفی، قیمت در بازاریابی صنعتی نقش جداگانه‌ای دارد. در بعضی موارد مشتریان صنعتی حاضرند قیمت بیشتری دهند ولی در عوض از تحویل به موقع و کیفیت محصولات خدمات اطمینان حاصل کنند و حتی در موارد دیگری مثل مناقصه‌های خرید نقش قیمت پراهمیت‌تر می‌شود. در بازاریابی صنعتی، بازاریاب باید به این نکته واقف باشد که تقاضای کالاهای صنعتی از تقاضای مصرف کننده نهایی ناشی می‌شود، یعنی تقاضا برای یک محصول بستگی به نحوه استفاده از آن در ارتباط با محصولات دیگر دارد. گاهی بازاریاب صنعتی سعی می‌کند با تبلیغات، تقاضای مشتری نهایی را تحریک کند تا تقاضا برای کالاهای صنعتی خود را افزایش دهد.

 

بازاریابی چندسطحی

بازاریابی چندسطحی در متون مدیریتی، بازاریابی صنعتی به عنوان آن دسته از عملکردها و فعالیتهای تجاری و بازرگانی تعریف شده‌است، که فرایندهای مبادله را بین تولید کنندگان و مشتریان سازمانی تسهیل می‌کند. ماهیت بازاریابی صنعتی را می‌توان، خلق ارزش برای مشتریان به وسیله ارائه کالاها و خدماتی دانست که نیازهای سازمانی و اهداف آنها را تحقق می‌بخشد. به تعریفی جامع، فرآيند كشف ، ترجمه خواسته‌هاي مشتريان صنعتي و نيازها و الزامات آنها به محصولات و خدمات ويژه جهت ارتباط موثر شيوه‌هاي توزيع، قيمت‌گذاري، خدمات پس از فروش ، متقاعد كردن بيشتر و بيشتر مشتريان براي استفاده مستمر از اين محصولات و خدمات را بازاريابي صنعتي می نامیم. این نوع بازاریابی در مقایسه با بازاریابی مصرفی تفاوتهایی دارد که اینگونه می‌توان بدان اشاره کرد. اول اینکه گرچه در بازاریابی صنعتی همانند بازاریابی کالاهای مصرفی، نیاز به شناخت بازارهای هدف و تشخیص نیاز این بازارها و طراحی محصولات و خدمات مناسب برای تامین خواسته‌های بازار وجود دارد، ولی باید توجه کرد که در مقایسه با بازاریابی مصرفی، بازاریابی صنعتی در حوزه مدیریت عالی قرار دارد.

 

بازاریابی

 

در بازاریابی صنعتی نقش خصوصیات و ویژگیهای محصول خیلی مهم و حیاتی است و عرضه کنندگانی که خصوصیات مورد نظر مشتریان را تامین نکنند مورد انتخاب قرار نخواهند گرفت. در مقایسه با بازاریابی مصرفی، قیمت در بازاریابی صنعتی نقش جداگانه‌ای دارد. در بعضی موارد مشتریان صنعتی حاضرند قیمت بیشتری دهند ولی در عوض از تحویل به موقع و کیفیت محصولات خدمات اطمینان حاصل کنند و حتی در موارد دیگری مثل مناقصه‌های خرید نقش قیمت پراهمیت‌تر می‌شود. در بازاریابی صنعتی، بازاریاب باید به این نکته واقف باشد که تقاضای کالاهای صنعتی از تقاضای مصرف کننده نهایی ناشی می‌شود، یعنی تقاضا برای یک محصول بستگی به نحوه استفاده از آن در ارتباط با محصولات دیگر دارد. گاهی بازاریاب صنعتی سعی می‌کند با تبلیغات، تقاضای مشتری نهایی را تحریک کند تا تقاضا برای کالاهای صنعتی خودرا افزایش دهد.

بازاریابی چندسطحی در متون مدیریتی، بازاریابی صنعتی به عنوان آن دسته از عملکردها و فعالیتهای تجاری و بازرگانی تعریف شده‌است، که فرایندهای مبادله را بین تولید کنندگان و مشتریان سازمانی تسهیل می‌کند. ماهیت بازاریابی صنعتی را می‌توان، خلق ارزش برای مشتریان به وسیله ارائه کالاها و خدماتی دانست که نیازهای سازمانی و اهداف آنها را تحقق می‌بخشد. به تعریفی جامع، فرآيند كشف ، ترجمه خواسته‌هاي مشتريان صنعتي و نيازها و الزامات آنها به محصولات و خدمات ويژه جهت ارتباط موثر شيوه‌هاي توزيع، قيمت‌گذاري، خدمات پس از فروش ، متقاعد كردن بيشتر و بيشتر مشتريان براي استفاده مستمر از اين محصولات و خدمات را بازاريابي صنعتي می نامیم. این نوع بازاریابی در مقایسه با بازاریابی مصرفی تفاوتهایی دارد که اینگونه می‌توان بدان اشاره کرد. اول اینکه گرچه در بازاریابی صنعتی همانند بازاریابی کالاهای مصرفی، نیاز به شناخت بازارهای هدف و تشخیص نیاز این بازارها و طراحی محصولات و خدمات مناسب برای تامین خواسته‌های بازار وجود دارد، ولی باید توجه کرد که در مقایسه با بازاریابی مصرفی، بازاریابی صنعتی در حوزه مدیریت عالی قرار دارد.

در بازاریابی صنعتی نقش خصوصیات و ویژگیهای محصول خیلی مهم و حیاتی است و عرضه کنندگانی که خصوصیات مورد نظر مشتریان را تامین نکنند مورد انتخاب قرار نخواهند گرفت. در مقایسه با بازاریابی مصرفی، قیمت در بازاریابی صنعتی نقش جداگانه‌ای دارد. در بعضی موارد مشتریان صنعتی حاضرند قیمت بیشتری دهند ولی در عوض از تحویل به موقع و کیفیت محصولات خدمات اطمینان حاصل کنند و حتی در موارد دیگری مثل مناقصه‌های خرید نقش قیمت پراهمیت‌تر می‌شود. در بازاریابی صنعتی، بازاریاب باید به این نکته واقف باشد که تقاضای کالاهای صنعتی از تقاضای مصرف کننده نهایی ناشی می‌شود، یعنی تقاضا برای یک محصول بستگی به نحوه استفاده از آن در ارتباط با محصولات دیگر دارد. گاهی بازاریاب صنعتی سعی می‌کند با تبلیغات، تقاضای مشتری نهایی را تحریک کند تا تقاضا برای کالاهای صنعتی خودرا افزایش دهد.

 

منبع : ویکی‌پدیا

بازديد : 46 بار دسته بندي : بازاریابی آموزش بازاریابی نظر دهيد! [ ]


70 توصیه مهم بازاریابی


● ایده های کلی
نگذارید روزتان بدون پرداختن به حداقل یک فعالیت بازاریابی شب شود
درصدی از درآمد ناخالص خود را به عنوان بودجه سالیانه بازاریابی تعیین کنید.
هر سال اهداف خاص بازاریابی را تعیین و هر سه ماه یک بار آنها را ارزیابی و تنظیم نمایید.
یک پوشه برای نگهداری ایده های بازاریابی اختصاص دهید.
هر روز و هر ساعت کارت ویزیت را همراه تان داشته باشید.


● بازار هدف
نسبت به تحولاتی که شاید روی بازار هدف، محصول یا استراتژی بازاریابی شما تاثیر بگذارد، هوشیار باشید.
مطالعات تحقیق بازاریابی درباره حرفه، صنعت، محصول و گروه های بازار هدف خود را بخوانید.
آگهی های رقبای خود را گردآوری کنید و با مطالعه آنها، اطلاعاتی درباره استراتژی، ویژگی ها و مزایای محصولات آنها به دست آورید.
از مشتریان بپرسید چرا شما را انتخاب کردند و خواستار توصیه هایی برای بهبود کیفیت شوید.
از مشتریان سابق بپرسید چرا شما را رها کردند.
 توسعه محصول
یک محصول جدید ارائه دهید.
نسخه ای ساده تر، ارزان تر یا کوچک تر از محصول خود پدید آورید.
نسخه ای شکیل تر، گران تر، سریع تر یا بزرگتر از محصول خود ارائه دهید.
 آموزش ، منابع و اطلاعات
برای کارکنان خود یک صندوق پیشنهادات بگذارید.
در سمینارهای بازاریابی حضور یابید.
کتاب های بازاریابی را بخوانید.
مشترک نشریات مکتوب و اینترنتی بازاریابی شوید.
هرماه یک جلسه بازاریابی با کارکنان یا مباشران خود بگذارید تا درباره استراتژی و وضعیت بازار بحث کنید و ایده های تازه بگیرید.
یک مشاور بازاریابی جهت همفکری استخدام کنید.
 قیمت گذاری و پرداخت
ساختار قیمت گذاری تان را تجزیه و تحلیل کنید و ببینید کجای آن نیاز به اصلاح و تنظیم دارد.
به مشتریان ثابت، هدیه دهید.
در زمانهای خاص محصول ویژه با تخفیف ارائه نمایید.
● ارتباطات بازاریابی
برای مشتریان کنونی و بالقوه تان یک خبرنامه منتشر کنید.
بروشوری از محصولات و خدمات تان را چاپ کنید.
همراه بروشورهای خود یک برگه نظرسنجی بگنجانید که پول تمبرش را شما پرداخته اید. بدین ترتیب می توانید بازخورد ارزشمندی از مشتریان دریافت کنید.
یادتان باشد کارت ویزیت درون جعبه کارایی ندارد، حتما آن را پخش کنید. به هر مشتری بالقوه دو کارت ویزیت و بروشور بدهید تا یکی را نگه دارد و دیگری را به دوستانش بدهد.
برای هرکدام از بخش های بازار هدف تان یک کارت ویزیت و بروشور خاص طراحی کنید، (مثلا یکی برای سازمان ها و نهادهای دولتی و یکی برای کاسب کارها و مصرف کنندگان)
یک پوستر یا تقویم با آرم شرکت تان چاپ کنید و به مشتریان هدیه بدهید.
روی سربرگ، برگه های فاکس یا صورتحساب، شعار یا جمله ای در وصف فعالیت خود به چاپ برسانید.
در بروشورهای خود نظرات مثبت مشتریان درباره کالا و خدمات خود را به چاپ برسانید.
برای بازاریابی به شیوه پست مستقیم از پاکت های رنگی یا بزرگ استفاده کنید تا کنجکاوی گیرنده را برانگیزد
● رابطه با رسانه ها
از انتشار نشریات و سایت های جدید متوجه شوید تا اخبار خود را به رسانه و فرد مناسب بفرستید.
در سایتها و فروم ها و روزنامه های عادی یا اقتصادی و نشریات تخصصی مطلب بنویسید.
مقاله ای به قلم خود چاپ کنید و نسخه های آن را برای همکاران تان بفرستید و یا در فروم ها منتشر کنید..
یکصدمین، پانصدمین یا یکصد هزارمین مشتری خود را در سایت خود معرفی کنید.
یک جایزه سالیانه به راه اندازید و آن را در بوق و کرنا کنید. مثلا می توانید به بهترین کارمند سال شرکت یا سازمان خود جایزه بدهید.
اخبار خود را همراه عکس مربوطه به مطبوعات و سایتها بفرستید.
مرتبا سایتها و روزنامه ها و مجلات را برای یافتن فرصت های روابط عمومی بخوانید.
برای سایتها و مطبوعات مقالات «راهنما» درباره حوزه تخصصی کسب و کارتان بفرستید.
 خدمات مشتری و رابطه با مشتری
از مشتریان تان بخواهید که بازگردند.
تماس های تلفنی مشتریان را بدون فوت وقت پاسخ دهید.
روی دستگاه پیامگیر تلفن، اطلاعات مهم مانند ساعات کار شرکت، مکان و فرد پاسخگو را ضبط کنید.
روی دستگاه پیامگیر تلفن، پیامی بیادماندنی یا «نکته روز» را ضبط نمایید.
برای مشتریان تان نمایش یا هر رویداد جالب دیگر را سازماندهی کنید یا بلیت تئاتر و سینما و… برایشان بفرستید.
در دفترتان با حضور مشتریان یک سمینار برگزار کنید.
تشکرنامه های دستنویس خوش خط برای مشتریان بفرستید. می توانید برای جشن تولدشان یا سایر مناسبت های سال، کارت تبریک ارسال کنید.
مقالات جالب را کپی کنید و همراه کارت ویزیت و بروشورتان برای مشتریان کنونی یا بالقوه بفرستید.
بخشی از وب سایت خود را به نظرات مشتریان اختصاص دهید.
● تبلیغات
در فصل های اوج فعالیت تجاری برای کسب و کارتان تبلیغ کنید.
یک ایمیل و شماره تلفن راحت و بیاد ماندنی بگیرید.
برای سایت اینترنتی خود، آدرس بیادماندنی انتخاب کنید و آن را در کلیه ارتباطات بازرگانی قید نمایید.
از طریق پست مستقیم، کسب و کار خود را مشترکا با سایر حرفه ای ها تبلیغ کنید.
در یک دایرکتوری ویژه یا کتاب زرد تبلیغ نمایید.
در همه سایتهایی که تبلیغ رایگان میپذیرند تبلیغ کنید.
به منظور دستیابی به بازارهای خارجی، آگهی دو یا چند زبانه چاپ کنید. این آگهی را در نشریه ای پرمخاطب قرار دهید.
به مشتریان خود هدایای تبلیغاتی نظیر خودکار، پدماوس یا ماگ بدهید.
درون پاکت نامه یا مرسولات پستی، چیزی برجسته بگذارید تا کنجکاوی گیرنده تحریک شود.
برچسب های جالبی برای نصب روی شیشه اتومبیل طراحی و بین مشتریان توزیع کنید.
آگهی های خود را کدگذاری و نتایج شان را دنبال کنید.
حامی مالی یک مسابقه ورزشی یا برنامه رادیویی و تلویزیونی شوید.
● رویدادهای ویژه
در دبیرستان ها سخنرانی کنید و به دانشجویان درباره حرفه آینده شان توصیه کنید.
بخشی از وقت و پول خود را به سازمان های خیریه یا غیرانتفاعی اختصاص دهید و نتایج آن را در مطبوعات و سایتها به چاپ برسانید.
یک سی دی یا فیلم آموزشی درباره خدمات خود تهیه کنید و رایگان توزیع نمایید.
● کتاب تالیف کنید
▪ ایده های فروش
روزنامه ها و نشریات تخصصی را برای به دست آوردن فرصت های تازه تجاری و آگاهی یافتن از عزل و نصب های شرکت ها بخوانید.
شعارها و استراتژی های بازاریابی تان را به اطلاع وکیل، حسابدار، بانکدار، تعمیرکار و کانون تبلیغاتی تان برسانید و بدین ترتیب نیروی فروش خود را به رایگان گسترش دهید.
ساعات فعالیت خود را افزایش دهید.
حتی در ایام تعطیل گروهی را جهت ارائه خدمات به مشتریان اختصاص دهید.
نمونه های محصولات خود را در دفترتان به نمایش بگذارید.
به مشتریان سابق تلفن بزنید , ایمیل بزنید و یا برایشان نامه بفرستید تا آنها را دوباره جذب کنید.
از طریق اینترنت سفارش بگیرید.
به مشتریان اینترنتی خود اطمینان دهید که سیستم امنیتی سایت شما قابل اعتماد است.
از زمان پاسخگویی به سفارش ها بکاهید و روند سفارش مجدد را تسهیل کنید.

توسط غلامرضا دهقانپور

http://mastor.blogfa.com

بازديد : 63 بار دسته بندي : بازاریابی آموزش بازاریابی نظر دهيد! [ ]


50عامل شکست بازاریابی


موفقیت چیست؟
شکـست چیست؟
شکست” نقطه ی مقابل “موفقیت” نیست. ترجیحاً باید اظهار داشت که بهتر است نقطه ی متضاد موفقیت را عواملی نظیر بی تفاوتی و سهل انگاری در نظر بگیریم چراکه بی تفاوتی و بی مسئولیتی می تواند ما را در جاده توهم و بی میلی قرار دهد. در این شرایط بیهوده تلاش می کنیم و اهداف غیر واقعی برای خود قائل می شویم و متاسفانه نمی توانیم به خواست های خود جامه ی عمل بپوشانیم.



از سوی دیگر اگر بخواهیم موفقیت را بررسی کنیم باید اذعان داریم که مقوله مذکور صرفاً در “رسیدن” و “ثمر یافتن” است که می تواند معنا پیدا کند اصلاً مهم نیست که با چه نوع محدودیتهایی روبرو هستیم و یا چه حدودی در پیش رویمان وجود دارد؛ اگر بخواهیم بر روی محدودیت ها و موانع برچسب شکست بزنیم، با این کار خود ارزش ذاتی و وجودیمان را از بین می بریم و توانایی تغییر شرایط را از دست خواهیم داد. باید توجه داشت که هنر فائق آمدن بر محدودیت ها را بیشتر میتوان به عنوان یک تمرین معنوی و روحانی در نظر گرفت. این امر به شما ارزش، احترام، و شان خاصی عطا می کند، و سبب می شود که خودتان را به عنوان یک پیشرو در مسیر سفر به سوی کسب موفقیت های بیشتر ببینید..
بسیاری از افراد قضاوت های نا آگاهانه و نسنجیده ای از خود و توانایی هایشان دارند و قادر نیستند که تصویر مناسبی از شخصیت فردیشان در ذهن بسازند. این قبیل افراد مسیر صحیح معنوی زندگی خود را پیدا نکرده اند و در برخی موارد شاهد آن هستیم که پس مانده های عاطفی مسموم گذشته را به دوش میکشند و به هیچ وجه قادر به زمین گذاشتن آنها نیستند. عموماً ماهیت وجودی افراد از دو جزء تشکیل می شود. از یک طرف قسمتی از وجودتان هست که به شما اجازه پیش روی نمی دهد و از سوی دیگر قسمت دیگری از وجودتان هم هست که شما را تشویق می کند تا موقعیت های جدید را در آغوش بگیرید. نیکوست تنشی که میان این دو جزء ایجاد می شود را نه تنها به منزله ی یک امتیاز ویژه محسوب کنید، بلکه باید آنرا به عنوان نوعی عرصه ی مولد که حاوی گونه ای تعادل و آرامش است نیز در نظر بگیرید.
این قابلیت به شما کمک میکند تا بتوایند ارزیابی دقیقی از خواست ها و نیازهای خود داشته باشید البته رسیدن به تعادل و آرامش مبحثی نیست که بتوان به راحتی و با سرعت زیاد به آن دست پیدا کرد. برای رسیدن به مطلوب خود باید یک روند معقول آن هم در یک بازه ی زمانی معین را طی کنید. اصولاً طبیعت پالایش و پاکسازی روح بدین شرح است: تبدیل کردن همه ی محدودیت ها و تاریکی ها به روشنایی. همچنین طبیعت شفا و بهبودی نیز این چنین است: ریشه کن کردن علائم و الگوهای اخلاقی و رفتاری دست و پا گیر و روشن کردن این مطلب که چه کسی هستیم و چه کسی می خواهیم باشیم اما مسئله ای که باید بیش از پیش به آن توجه داشت این است که “شکست” متضاد “موفقیت” نیست. ترجیحاً می توان اظهار داشت که نقطه ی مقابل موفقیت، چیزی نیست جز بی تفاوتی و سهل انگاری.
به این خاطر که بی تفاوتی ما را در جاده ی سهل انگاری و بی مسئولیتی قرار می دهد، سبب می شود تلاش بیهوده به خرج دهیم و اهداف غیر واقعی برای خود در نظر بگیریم.
موفقیت سراسر رسیدن و ثمر گرفتن است. گاهی اوقات شاید برای رسیدن به موفقیت لازم باشد عقب نشینی کنیم تا بتوانیم به آرامش و سکون بیشتری دست پیدا کنیم، و شاید گاهی اوقات لازم باشد از پیشروی های یک سویه به سمت ناشناخته ها دست بکشیم. اگر هدف مورد نظر خیلی فراتر از دست یابی باشد و ما با تمام قدرتمان تلاش کنیم تا بتوانیم به آن دست بیابیم، می توانیم نتیجه بگیریم که موفقیت در همان تلاشی که می کنیم نهفته است، در همان طی کردن مسیر، در توانایی تلاش کردن، در استطاعت رسیدن به مطلوب، در کمالی که تمامیت جسم، ذهن، و قلبمان را محصور کرده و آنها را با هم همسو میکند تا هدفی را که می خواهیم دنبال کنیم..
در راه رسیدن به رشد معنوی، ما نمی توانیم روند پیشرفت خود را از روی میزان کارهایی که برای انجام دادن باقی مانده است، ارزیابی کنیم. چرا که ما هیچ وقت نمی توانیم بفهمیم چه مدتی طول کشیده تا ما برای چالشی که در حال حاضر با آن روبرو هستیم، آماده شویم. چالشی که حتی اگر ساده هم به نظر برسد، باز هم کاملاً سخت است و بیانگر گامی مهم در بالغ سازی روح بشریت به شمار می رود. نمیتوان گفت که ما در حال حاضر در کجای این مسیر رشد واقع شده ایم. ما نمی توانیم جایگاه فعلی خود را در مقام مقایسه با جایگاه دیگران مشخص کنیم. دلیلش کاملاً واضح است: شاید فردی را که ما می بینیم توانسته کارهایی را انجام دهد که ما نمی توانیم با موفقیت به پایان برسانیم ولی شاید در حوزه های دیگری دچار مشکل باشد که ما از آن بی اطلاع هستیم. چون نقاط ضعف آنها را به عینه نمی بینم، احساس می کنیم که اصلاً وجود ندارندهر کسی در مرحله ی رشد، بر چیزی غلبه می کند و از یک سطح به سوی سطوح دیگر گام بر می دارد تا در مسیر خود، رشد و تعالی عرفانی پیدا کرده و به نور و حقیقت دست پیدا کند. هیچ راه کمالی به غیر از این وجود ندارد. و این مسئله چیزی نیست که به شما بدهند یا اعطا کنند. باید آن را بدست آورید و این امر تنها با یک تصمیم ذهنی که با خود بگویید: “من باید آن را بدست آورم” میسر نخواهد شد. روح شما باید تمام مراحل تزکیه را تجربه کند..

انتقال از شکست به موفقیت شامل چه مراحلی است؟
سطوح گذر از شکست و رسیدن به موفقیت شامل چه مواردی می شود؟ ابتدا باید به خودتان آزادی بدهید؛ افزایش موفقیت شما به شدت و کثرت میزان آزادی هایی که برای خود قائل می شوید بستگی دارد.
باید ببینید که تا چه اندازه می توانید خودتان را از قید و بندها و محدودیت ها نجات دهید. موفقیت فردی، مسئله ای نیست که تعریف خاصی داشته باشد، و یا بتوان برای آن استاندارهای جهانی قائل شد و سپس برای رسیدن به آن استاندارها تلاش نمود. زمانی به موفقیت دست پیدا خوهید کرد که با خودتان صادق باشید. باید این جرات را پیدا کنید که خودتان باشید و با تمام وجود درک کنید که در اعماق وجودتان چه چیزی نهفته است. باید ببیند که چشم های جهان به مقبولیت عام بیش از صداقت اهمیت می دهد. شاید تصور کنید که فرهنگ یا رسوم حاکم بر جامعه حیطه ای از موفقیت را نمایان می سازد، ولی همین استانداردهای مرسوم، برای سال بعد، نسل بعد، و دوره بعد تغییر پیدا می کنند و دیگر به عنوان موفقیت محسوب نمی شوند؛ اما استنباط ما از حقیقت و اینکه چه کسی هستیم همیشه می تواند مبین موفقیت باشد، چرا که با این دید کاری نکرده ایم جز اندازه گیری حقیقت و این حقیقت جویی و حقیقت شناسی تنها آزادی های بیشتری را برای ما به ارمغان می آورد، و ما را از روشنایی به سوی نورهای تابنده تر هدایت می نماید.
اگر با یکی دوبار غواصی کردن مروارید صید نکردی از اقیانوس ایراد نگیر، بگرد نقاط ضعف غواصی خود را پیدا کن شاید هنوز به عمق کافی نرسیده ای.

شکستی نیست مگر دست کشیدن از تلاش
حال که با مفاهیم شکست وموفقیت بیشتر آشنا شدید با هم عواملی را که باعث میشود ما در کارمان نتوانیم نتایج دلخواه را بگیریم ، بررسی میکنیم
۱) ننوشتن اهداف ، نمی دانند از زندگی چه میخواهند ، هیچ هدف یا آرزویی ندارند یا اهدافشان مبهم است.
۲) میخواهند بهترین ها را به خدمت بگیرند بجای این که خود بهترین باشند .
۳) نداشتن تعهد، در نتیجه هیچ عملی انجام نمی دهند .
۴) بی نظم اند،( یک میز بهم ریخته) .
۵) دفتر ثبت ندارند ، معاملات وردوبدل ها را نمی نویسند .
۶) فقط به فکر خودش است واهمیت نمی دهد زیرمجموعه هایش چه می کنند .
۷) پیغام گیر تلفنی ندارد ( قابل دسترسی نیست ).
۸) تلفنها را سریع پاسخ نمی دهد ( بلافاصله ) .
۹) نداشتن اطلاعات کافی در زمینه بازاریابی در نتیجه بی علاقه وکسل می شود .
۱۰) بد قول است و سر قرار دیر می آید و توضیحی هم نمی دهد .
۱۱) افرادی را که دعوت می کند پی گیری نمی کند انگار اهمیتی ندارد.
۱۲) خیلی زود دست می کشد وتسلیم می شود ،( معمولا در ۹۰ روز اول) .
۱۳) با بروز مشکلات و مسائل بی انگیزه می شود ودچار تردید، لذا سرعتش کم می شود .
۱۴) درمورد سایر سیستم ها ( شرکتهای دیگر ) بد دهنی می کند ولذا اعتبار خود را به عنوان یک انسان مثبت از دست می دهد .
۱۵) واقعا در مورد کار جدی نیست .
۱۶) حرمت نفس پایینی دارد و با ماشین ولباس کثیف این طرف وآن طرف می رود (نمی داند که همکارانش او را به عنوان مدیر می شناسند) .
۱۷) تنبل است، می خواهد بدون کار کردن دستمزد های خود را ازطریق کار کردن همکارانش بگیرد.
۱۸) سند هایی که به دیگران می دهد کثیف ،بد خط و ناخوانا است .
۱۹) شرکت خود را نمی شناسد .
۲۰) نشناختن کالایی که تبلیغ می کند .
۲۱) به شکایت وگله گذاری های همکارانش توجه نمی کند .
۲۲) موفقیت های همکارانش را بیان نمی کند ( تشویق ؟؟؟؟؟؟) .
۲۳) کارهایش را روزانه انجام نمی دهد ( بجای روزی ۱ ساعت هفته ای ۷ ساعت کار می کند ).
۲۴) از دستمزد گرفتن مدیران خود ناراحت است .
۲۵) مدام شرکت ، مدیران ، محصول ونحوه دستمزد دهی را سرزنش می کند ، قر می زند(نمی خواهد مسولیت قبول کند) .
۲۶) توقعات غیر منطقی وغیر واقعی در برابر تلاش کم خود دارد .
۲۷) بجای همنشینی با افراد موفق ومدیران ارشد با افراد منفی باف می گردد(کبوتر با کبوتر باز با باز ……) .
۲۸) اصلا صبور نیست ، می خواهد بدون این که زیر سازی کند شرایط را فراهم آورد و زود به درآمد بالا برسد .
۲۹) اطلاعات جدید را به همکاران ویا مدیران خود سریع انتقال نمی دهد.
۳۰) مدام شکایت می کند ، زود افسرده شده و بسیار ضعیف ظاهر می شود .
۳۱) مدام از این شاخه به آن شاخه می پرد ( از این کار به آن کار ) .
۳۲) در گیر نامه های زنجیره ای ، وسیستم های سرمایه گذاری و …… می شود.
۳۳) بجای تلاش فردی می خواهد با زیرکی، دیگران کار اورا انجام بدهند .
۳۴) از پرداخت هزینه های اضافی خوداری می کند ( هزینه کاتالوگ ، جلسات آموزشی و …….).
۳۵) انتفاد ها را شخصی تلقی می کند ، نه به معنی نه حالا است (دلیلی به من بده تا بله بگویم) ، ولی او به آنها زنگ نمی زند .
۳۶) نمی تواند خود را با تغییرات شرکت وفق دهد .
۳۷) اصلا کالای خود را نمی شناسد ، فقط پول برایش مهم است .
۳۸) به راحتی تحت تا ثیر اخبار و امواج منفی از طرف دوستان و افراد فامیل قرار می گیرد و به اخبار مثبت هیچ توجهی نمی کند ( از خود نظری ندارد) .
۳۹) بجای این که اکثر وقت خود را باهمکارانش باشد تنهاست .
۴۰) به مسئله مطلق گرایی زیاد وابسته است و تحمل هیچ کم وکاستی را ندارد .
۴۱) اصلا برنامه ای برای موفقیت ندارد بلکه برنامه هایش برای شکست آماده شده است .
۴۲) ظاهری غیر حرفه ای و غیر شیک دارد .
۴۳) همیشه به دنبال بهانه تراشی است .
۴۴) فکر میکند همه چیز را بلد است .
۴۵) مطالعه ندارد و اطلاعات خود را به روز نمی کند و از افراد متخصص در زمینه تبلیغات و بازاریابی استفاده نمی کند.
۴۶) از نظر ظاهری در وضع مزاجی خوبی نیست و انرزی کافی ندارد .
۴۷) فکر می کند همه چیز را خودش می داند و در هر مسئله ای اظهار نظر می کند.
۴۸) به شایعات گوش می دهد و ساده لوحانه با هر حرفی کار را متوقف می کند .
۴۹) برای این که جالب به نظر برسد دروغ می گوید .
۵۰) از همه مهمتر واقعا باور ندارد // to be , its up to me if its // اگر قرار است باشد بر عهده من است.

توسط مهدی یاراحمدی خراسانی

http://athir.blogfa.com

بازديد : 46 بار دسته بندي : بازاریابی آموزش بازاریابی نظر دهيد! [ ]


چند نکته در مدیریت بازاریابی الکترونیکی


در برنامه نویسی و طراحی وب سایتهای حرفه ای امکانات مناسبی را در اختیار خواهید داشت تا مراجعه کنندگان به بخش های مختلف سایت خود راشناسایی و رد گیری کنید. از این طریق شما می توانید به میزان علاقمندی و توجه افراد مختلف به هریک از بخش های سایت خود که دربرگیرنده انواع اطلاعات خواهد بود پی ببرید و نتایج این موضوع را مورد تحلیل و بررسی قرار دهید. برای این منظور حتماً مشورت های لازم را با طراحان و برنامه نویسان سازمان خود انجام دهید. هدف از انجام این سری از فعالیت های در واقع شناسایی و دسته بندی مشترین بالقوه و بالفعل است. شما می توانید بررسی کنید که چند نفر ازکدام صفحه شما بازدید کرده اند و دلیل این امر را تحقیق کنید.
 آیا در صفحات آموزشی تراکم بازدید کننده دارید و یا در صفحات ثبت سفارش؟ شما با رسیده گی به پاسخ این پرسشها دقیقا می توانید رفتارهای مشتریانتان را حدس بزنید و نیازهای انها را همگام و یا پیش از اعلام انها اجابت کنید
برای نمونه در کتابفروشی اینترنتی آمازون کاربران می توانند نامه های الکترونیکی خاصی را دریافت کنند که حاوی نام کتب جدید درباره موضوعات مورد علاقه آنهاست. این اطلاعات معمولاً بر حسب سابقه خریدهای مشتری و یا صفحات گزینش شده از وب سایت آمازون به دست می آیند. در واقع روشی که ذکر شد مورد استفاده بسیاری از شرکتهای مشتری محور قعال در دنیای اینترنت است. زیرا آنها به طور مستقیم به مشتریان خود دسترسی ندارند تا بتوانند کلیه اطلاعات لازم را از آنها دریافت کنند از همین رو با صرف هزینه های کمتر بخشی از اطلاعات خود را از مراجعات گذشته مشتریان و یا از طریق فرم های الکترونیکی به دست می آورند. با این شیوه مشتری به صورت ناخودآگاه شما را از نیازهای خود مطلع می سازد.
خلق ارزش برای مشتری
هرگونه خدمات جدیدی که موجب جلب توجه مشتری و برتری شما نسبت به رقبایتان باشد تا مورد انتخاب او قرار گیرید برای مشتری ارزش محسوب می شود. مدیریت در بازارهای الکترونیکی نیازمند مطالعه و تحقیق برای گزینش روش هایی است که به مشتری خدمات بیشتر از هزینه کرد زمان و پول صرف شده بدهد. درست به مانند کاری که کتابفروشی اینترنتی آمازون انجام می دهد. در واقع آمازون این امکان را به مشتریان می دهد تا بدون هیچونه صرف وقت اضافی کتاب دلخواه خود را با قیمتی ارزان تر و یا حداکثر برابر با پشت جلد کتاب تحویل بگیرند. این مسئله می تواتد عامل خوبی برای ترغیب مشتریان به انجام خریدهای الکترونیکی باشد . چون در واقع آمازون به علت عدم نیاز به بسیاری هزینه های جنبی این امکان را دارد که کتابها را فقط با صرف هزینه پستی به تمام نقاط دنیا ارسال کند و این موضوع نیز یکی از نکات ارزشمند برای بازدیدکنندگان پایگاه اینرنتی آمازون است که می توانند مطمئن باشند در هرجای دنیا قادر به ارائه و ثبت سفارش به کتابفروشی اینترنتی آمازون هستند.
اگر شما برای مراجعین سازمانتان این امکان را فراهم بیاورید که بسیاری از خدمات شما را از طریق بستر های الکترونیکی درخواست و به سرعت دریافت کنند موجب حذف اتلاف وقت آنها نسبت به گذشته شده اید. به طور مثال بانک ها همیشه با مشتریانی مواجه هستند که برای پرداخت هزینه قبض های برق، تلفن و…مراجعه کرده اند اما در این بین مجبور به صرف وقت و احتمالاً هزینه هایی هستند ضمن این که بسیاری از افراد نیز به خاطر گرفتاری کاری پرداخت قبض ها را فراموش می کنند. طی تحقیقات و مطالعاتی که در یکی از بانکها انجام شد این امکان برای مشتریان فراهم امد که با کارتهای اعتباری و یا مراجعه به پایگاه اینترنتی بانک نسبت به پرداخت سریع و آسان هزینه های فوق اقدام کنند.گو اینکه این کار از حجم فعالیت روزانه کارکنان بانک نیز کاست و موجب شد امکان ارئه خدمات جدید تر نیز فراهم شود.

برگرفته از سایت:بازاریابی اینترنتی


بازديد : 57 بار دسته بندي : بازاریابی آموزش بازاریابی نظر دهيد! [ ]

لینک باکس


پيوند ها پيوند ها'

تبادل لينک تبادل لينک تبادل لينک تبادل لينک

  • تعمیر پرینتر

    عکس خنده دار|عکس عاشقانه|عکس فیسبوکی

    گیفت کارت Steam

    فروشگاه محصولات ارگانيک

    بخاري كارگاهي

    فرش هزار شانه کاشان

    تور کیش

    دانلود پایان نامه رایگان

    تور ارمنستان

    چاپ کاتالوگ چاپ بروشور

    گیفت کارت با گیفتی

    انجام پایان نامه ارشد کامپیوتر

    خرید سرور اختصاصی انگلیس از مبین هاست

    خرید وی پی ان

    تجربیات یک معلم

    خرید جم کلش رویال

    تور دبی

    خرید دوربین مداربسته

    فروشگاه اینترنتی لباس

    خرید جم کلش

    خرید جم کلش رویال

    دانلود مقاله با ترجمه

    دانلود مقاله با ترجمه

    دانلود مقاله با ترجمه

    دانلود آهنگ جدید

    sitemap

    داستان عاشقانه

    تصفیه آب معصومی

    داتیس

    فروشگاه اینترنتی کیف و کفش

    نرم افزار انبارداری

    نرم افزار حسابداری انبارداری

    نرم افزار جامع انبارداری

    برنامه انبارداری

    بهترین نرم افزار انبارداری

    نرم افزار انبارداری

    نرم افزار حسابداری انبارداری

    نرم افزار جامع انبارداری

    برنامه انبارداری

    بهترین نرم افزار انبارداری

    تشریفات

    نرم افزار مشاور املاک

    پنل تلگرام

    نرم افزار وکلا

    نرم افزار حسابداری

    نرم افزار مدیریت انبار

    نرم افزار مطب دندانپزشکی

    نرم افزار مدیریت مطب

    نرم افزار مدیریت هتل

    نرم افزار مشاور املاک

    سایت کارآفرینی میلیاردرهای آینده ایران


  • همکاری همکاری

    جلسات آنلاین جلسات آنلاین











    بک لينک بک لينک